به طور نمونه وقتی مادری در دوران حاملگی خیلی استرس داشته باشد کورتیزول که از غده فوق کلیوی مادر ترشح می شود از حدی بالا تر می رود که جفت دیگر نمی تواند آن را فیلتر کند و میزان اضافه اش وارد مغز جنین می شود و ما نوزاد یک روزه ملتهب و مضطرب را داریم. آدمها یکسان و یک شکل نیستند؛ زمینه ژنتیکی بیماری روانی د رافراد وجود دارد. به طو رکلی تمام اختلالات شخصیت ریشه زیستی هم دارد بنابراین که چه کسی چقدر می تواند خوشبخت یا بدبخت باشد بسته به این دارد که چه ژنی دارد و چه پدر و مادری با چه ژنتیکی لقاح کردند و نتیجه پیش زمینه بعدی او می شود که چه موجودی حاصل شود.بنابراین برای ترس ها می توانیم منشا زیستی درنظر بگیریم و در شرایطی که آن ادم از منظر ژنتیکی استعداد عوارض اضطرابی را داشته باشد باعث می شود که ما تهدید شدگیمان و برانگیختگی مان بالاتر باشد، کنترلمان کمتر شود بنابراین ترسیده تر باشیم.اگر ترس ها متعلق به دوران رحمی باشد؛ در آن دوران رحم با توجه به هرمونهایی که تشرح شده مغز فرد برانگیخته تر شده در اینصورت افرادی که مغز برانگیخته تری دارند بیشتر می ترسند که این برانگیختگی مربوط به دوران کودکی، جنینی و ژنتیکی یا حتی بزرگسالی است برای مثال ممکن است خانمی در دوره سندرم پیش قاعدگی با تغییرات هرمونی در دوره هایی بیشتر بترسد یا اینکه ممکن است کسی قهوه زیاد بخورد و مسمومیت با کافئین پیدا کند که عل
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
تاريخ: يکشنبه
10 دی
1396 ساعت: 3:16